محمد رضا نصيرى

148

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

الاكرم ظل سبحانى ، شاه شاهان جهان ، السلطان نادر پادشاه - خلد الله سلطنه و شوكه مستدعى قبول سلطنت شدند . چون از به دو خروج شاه اسماعيل صفوى سب و رفض در ايران شيوع و به اين سبب مبغضت و معادات فى ما بين روم و ايران ظهور و وقوع داشت نظر به مذهب حنيف اهل سنت و جماعت كه مختار آباء كرام آن حضرت بود از سلطنت ايشان تحاشى و بعد از آن كه الحاح مكرر از آن گروه ناشى شد فرمود كه ، هرگاه آن طائفه بالسان و الجنان تارك اين عقايد و اقوال لاطايل و به حقيقت خلافت خلفاء راشدين رضى الله - عنهم قائل شوند به حصول مسئول نائل خواهند شد ، ايشان هم حكم اقدس را قبول و از حالات سالفه نكول كردند . چون اعليحضرت فلك رفعت خورشيد طلعت ، اعظم سلاطين جهان و افخم خواقين دوران ، خسرو جهان داور ، خديو فريدون فر ، خاقان البحرين و سلطان البرين ، تالى سكندر ذو القرنين ، خليفه ظل الله و پادشاه اسلام پناه ، خليفهء اهل ايمان و نور جهان افروز خاندان تركمان ، السلطان الغازى محمود خان ايد إله خلافه و دوله و نواب همايون شاهنشاهى از سليل سلسله تركمانيه بوده بنابر مزيد الفت فى ما بين حضرتين و رفع غوائل شور و شين از ميانه فريقين مطالب خمسه را كه عبارت از تصديق ملت جعفرى و اختصاص ركنى از اركان بيت الله الحرام به حجاج ايران ، و تعيين امير حاج از دولت عليه نادريه به دستور مصر و شام ، و اطلاق اسراى جانبين ، و بودن وكيل در پايتخت دولتين باشد ، خواهشمند شدند . بعد از تكرار آمد شد سفرا و ايلچيان كه پادشاه اسلام پناه روم سه مادهء اخير را قبول و مقدمهء تخميس مذهب و تفويض ركن را به معاذير شرعيه موكول ساخته به موجب نوامج ختام اعتذار طالب فسخ اين مرام شده بودند ، اگر چه اعليحضرت شاهنشاهى كه منشاء اين تكاليف شدند سواى رفع تباغض و دفع تناقض و التيام اهل اسلام منظورى - نداشتند ليكن چون به تقدير الهى حصول مقصود در عقدهء امتناع مانده در حينى كه قرع باب استصلاح جز بىغرضى و خلوص و محبت محملى نمىداشت محض از راه رضاجويى خاطر همايون پادشاه - ظل الله - سكندر مقام و حفظ ناموس اسلام حلقه‌كوب در دوستى گشته مطالب معهود را متروك و طريق مسالمت مسلوك داشته اين نويد آرام بخش را مصحوف چا - پار به پادشاه فلك رخش اعلام داشتند . اما چون بعضى از ممالك عراق و آذربايجان در ازمنهء سالفه به سلاطين تركمانيه ايران تعلق داشت كه به سبب اختلاف‌انگيزى شاه اسماعيل به دولت عليه عثمانيه انتقال يافته ضمنا اظهار شد كه ، هرگاه بر طبع اقدس پادشاه اسلام پناه شاق و مخالف رسم وفاق يكى از آن دو مملكت به رسم عليه به حوزه ممالك محروسه